اسكندر بيگ تركمان
469
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ذكر توجه موكب نصرت نشان بجانب لرستان و بيان قضايا كه در آن سفر ميمنت اثر بتقدير خالق بشر بوقوع پيوست [ 320 ] بر ضماير طالبان فطنت مآثر حديث و اخبار و بزم آرايان محافل سير و آثار پوشيده نماند كه هر چند مقصود از تسويد اين اوراق شرح حالات زمان فرخنده نشان حضرت اعلى است اما بجهة رابطه سخن ذكر مجملى از احوال ولاة لرستان رقمزده كلك بيان ميگردد . ذكر حكام لرستان مجملا طايفه لر كوچك كه در ولايت خرماباد و خاوه و الشتر و صد مره و هذمين اقامت دارند از قديم الايام بتشيع فطرى و ولاى اهل بيت طيبين و طاهرين موصوفند و مؤلف نزهة القلوب شرح قصبات و مواضع لر كوچك را بتفصيل مرقوم نساخته آنچه معلوم ذرهء حقير گشته ولايت مذكور بر جانب جنوبى عراق واقع گشته عرض آن يكطرف بولايت همدان و قلمرو عليشكر متصل و طرف ديگر بالكاء خوزستان پيوسته طول آن از فصبهء بروجرد و تا حدود بغداد و ساير محال عراق عرب قريب يكصد فرسخ است و صاحب تاريخ جهان آرا نوشته كه طايفهء لر كوچك احشامات متفرقه بودند كه به آن سرزمين جمع آمده مسكن گرفتهاند و حقوق ديوانى ايشان خاص دار الخلافه بغداد بوده و در شهور سنهء ثمانين و خمس مائة بجهة بىسويتى كه ميانهء ايشان واقع بوده حسب الصلاح يكديگر شجاع الدين خورشيد بن ابوبكر بن محمد بن خورشيد از قبيله حسكردى كه بصفات حسنه اتصاف داشته بر خود والى و امير گردانيدهاند و او بحسن سلوك و كاردانى بر آن ولايت استيلا يافته در ميانه الوار حاكم و فرمانروا گشت جماعت الوار حكومت او را پذيرفته از وفور عدالت و محاسن اطوار بخانوادهء او پير مريدانه سلوك مينمودهاند و اولاد شجاع الدين مذكور را بين الجمهور عباسى مينامند و وجه تسميه معلوم نيست ايشان خود را به حضرت عباس بن على ابن ابيطالب عليه السلام منصوب ساخته به اعتقاد الوار اولاد آن حضرت ميشمارند چون ماليهء ايشان خاص دارالخلافه بوده ميتواند بود كه آن طايفه را بدينجهت عباسى گويند . بالجمله على اختلاف الروايات شاه رستم نامى از آن طبقه در اوان جهانگيرى و زمان خروج و ظهور حضرت خاقان سليمان شأن چنانچه در صحيفه اول در طى احوال آن سلطان سلاطين نشان مرقوم گشته بپايه سرير همايون آن حضرت آمده تربيت و نوازش يافت و حكومت ملك موروث برو مسلم گشت چون طويل اللحيه بود خاقان سليمان شأن لحيه او را بدرر و لئالى ترصيع ساخته بدان هيئت به نظر همايون آن حضرت ميآمده و از آن تاريخ اولاد او نسبت بدين خاندان ولايت نشان بعضى اوقات طريق اطاعت سپرده آثار اخلاص و بندگى بظهور ميآوردهاند و بعضى اوقات عصيان و طغيان ورزيده دست درازى بحواشى قلمرو عليشكر مينمودهاند در زمان شاه جنت مكان امير جهانگير ولد شاه رستم ماضى بىاعتدالى از حد گذرانيده مستوجب تنبيه و تأديب گرديده بود شاه جنت مكان عبدالله خان استاجلو را كه در آنوقت امير الامراى آن سرحد بود به تنبيه او مأمور فرموده بودند و او در سنهء تسع و اربعين و تسعمائة بر سر امير جهانگير مزبور رفته بنيروى دولت و اقبال او را بدست آورده مقتول ساخت و بنوعى در قلع و قمع ايشان كوشيد كه خانوادهء